گل رز ( رزا بداغی)

گل رز ( رزا بداغی)

تا وقتي زنده ام همينجا هستم!!!این وبلاگ به دور از هر گونه کپی برداری است!

وبلاگ نویس گرامی ؛ لطفا از کپی مطالب بدون ذکر منبع خودداری کنید. برای نوشتن این مطالب زحمت زیادی  کشیده شده است و کپی آن و قرار دادن مطالب در وبلاگتان به نام خودتان رفتار بسیار زشتی است.

خود دانید!!!


برچسب‌ها: وبلاگ

[ شنبه یکم شهریور 1393 ] [ 20:44 ] [ رزا بداغی ]

[ ]

دیروز در راه برگشت از محل کار سوار تاکسی شدم. راننده جوان بود . بینی اش را پانسمان کرده بود.
آلودگی هوا شروع صحبت ما بود. گفت چقدر هوا الوده است. هواشناسی اعلام کرده تا پایان هفته به همین حالت باقی میماند. شاید باران بیاید شاید هم نه!
گفتم کار خداست! وقتی این همه گناه میکنیم  ،بی شک نعمت ها از ما سلب می شود. وقتی از صبح تا شب به بهانه های مختلف سر هم دیگر را کلاه میگذاریم بهتر از این هم نمی شود. باران نعمت خداست و این نعمت از ما بندگان نااهل گرفته شده است!
تعجب زده بود. گفت : این عقیده!
گفتم چرا تعجب ؟ به نظرتان عقیده ام دور از ذهن است؟
گفت نه ! ولی جوانان هم سن و سال شما با این طرز فکر بسیار کم هستند! این طرز فکر را فقط افراد پخته و دوران دیده دارند!
گفتم نظر لطف شماست!
در ادامه از زندگی پر از مشکل صحبت کرد و گفت با داشتن یک بچه زندگی برایشان بسیار سخت میگذرد. بسیار سخت.
گفتم مشکلات برای همه هست! کم و زیاد همه مردم در سختی زندگی غرقند! باید توکل کرد.
به مقصد رسیدم. کرایه نگرفت و رفت!


برچسب‌ها: تاکسی, تهران, باران, آلودگی هوا, آلودگی تهران

[ چهارشنبه نوزدهم آذر 1393 ] [ 22:43 ] [ رزا بداغی ]

[ ]

زمان زیادی برای استفاده از زندگی نداریم. فرصتی برای تک تک آدمها.یکی هنوز نیامده میرود. یکی 2 سال. دیگری 10 سال. یکی دیگر 19 سال و آن یکی 30 سال و خیلی ها هم کمی بیشتر در این دنیا باقی میمانند.دوره ایست اهدا شده از سوی خداوند به ما. مهلتی کوتاه برای تجربه دنیای لایتناهی. این را خیلی ها یادشان میرود . خیلی ها!

طوری زندگی میکنند که انگار سالهای سال تا ابد همین جا ، درست همین جا باقی میمانند و نمیروند.

طوری زندگی میکنند که انگار رفتنی در کار نیست و مرگ دروغی بزرگ است!

طوری زندگی میکنند که انگار نه انگار عاقبت در دامن خاک به خواب میروند!

ولی بی تردید بوی مرگ همه جا می آید، فقط کافی است مشامی تیز داشته باشیم!!!

خداوندا عاقبتم را ختم بخیر بگردان

 


برچسب‌ها: مرگ, یاد مرگ, انسان, خدا, زندگی

[ پنجشنبه سیزدهم آذر 1393 ] [ 23:27 ] [ رزا بداغی ]

[ ]

دکتر برام ام آر آی نوشت! میترسیدم از انجامش!شنیده هام از ام آر آی هم همش ترسناک بود. نوبتم رسید. لباس مخصوص رو به تن کردم و با ترس و لرز وارد اتاق ام آر آی شدم. چشمم به دستگاه افتاد ترسم 100 برابر شد.یعنی من باید زیر اون دستگاه میرفتم!با ناراحتی خوابیدم. توسط کمربند برای جلوگیری از حرکت کاملا بسته شدم!چشمهایم را بستم!از ترس! و به زیر دستگاه هدایت شدم!! فاصله صورتم تا دستگاه فقط یک بند انگشت بود! نفسم کوتاه شده بود. احساس تنگی نفس میکردم! احساس خفگی. قطره اشکی از گوشه چشمم جاری شد. شاید از ترس ، شاید از تنگی نفس! بیست دقیقه زمان ام آر آی بود. ولی برای من به اندازه یک سال طول کشید. سخت گذشت خیلی سخت. در آن حالت من به همه چیز فکر کردم. به مرگ! به قبر . به سنگ لحد که درست همین گونه بر روی جان ادمی سنگینی میکند. به همه بیماران ، به همه چیز! دقایق آخر را با تکیه بر صلوات تحمل کردم. بالاخره به پایان رسید. چشمهایم هنوز بسته بودند . بسته بودند تا کامل از زیر دستگاه بیرون آمدم و نور چراغ را از پشت پلک هایم احساس کردم. جان در بدن نداشتم وقتی از روی تخت بلند شدم.


برچسب‌ها: ام آر آی, پزشک, سلامتی, چگونه سالم بمانیم, MRI

[ دوشنبه دهم آذر 1393 ] [ 22:22 ] [ رزا بداغی ]

[ ]

[ سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 ] [ 22:18 ] [ رزا بداغی ]

[ ]

دیگر نگرانت نیستم. بیا و در آغوشم آرام بگیر! دلتنگی های دلت را به دنیا بسپار و با کوله باری از عشق به سمت نور بیا. من خدای دل عاشق تو هستم. دیگر گله دوری را نکن. تو به من نزدیکی. خیلی نزدیک! من کنار تو هستم. آرام بگیر و دیگر نترس. سرنوشت تو به پایان رسید. پسرنوشتی زیبا برای ورد به دنیایی زیباتر!به سمت نور و عشق بیا. دستانت را به من بده. همه چیز را به من بسپار! غصه ات! دل پر دردت را! رنج هایت را!دردهایت را!دلت قرص باشد. تو هرگز تنها نیستی.  

عاشقی را خوب یاد گرفتی معشوق من!

 

 

 


برچسب‌ها: مرتضی پاشایی, خواننده مرتضی پاشایی, آهنگ نگران منی, مرتضی پاشایی درگذشت

[ شنبه بیست و چهارم آبان 1393 ] [ 22:31 ] [ رزا بداغی ]

[ ]

مرتضی پاشایی در کماست! سرطان همه بدنشو گرفته! داره میمیره!!!

چند روز بعد مرتضی پاشایی فوت کرد!!

لحظه به لحظه غصه مان بیشتر شد. قلبمان درد گرفت! اشک ریختیم!پیامهای ابراز ناراحتی و پس از آن پیامهای تسلیت همه جا را پرکرد.

پایان یک زندگی زبان به زبان چرخید

آنان که بافتند و پخش کردند به هدفشان رسیدند!

خبر زبان به زبان به گوش قربانی شایعه رسید.

حالش خوب بود! اما شکست!

شنید و غم به جای سرطان همه وجودش را گرفت.

این بار شایعه هدف خاص داشت!بیکاری بیکاران البته به آن دامن زد ولی اصل ماجرا هدفی جز دشمنی نبود!

نمیخواهم کاسه داغتر از آش باشم. باید مینوشتم احساسم را از این ماجرا.زیرا همین شایعه غصه را بر دلم نشاند!قلبم را آتش زد و اشک ریختم برای خبری که ذره ذره اش دروغ بود و دشمنی!

راستی شایعه سازان دروغگو!به هدفتان رسیدید! اما یک چیز را یادتان رفته بود!اینکه گاهی باید در شایعه شانس هم داشته باشی! و شما کاملا بدشانس بودید!مرتضی پاشایی برنده این شایعه بود! او با این شایعه اوج گرفت!عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد! الهی شکر


 

 ( او رفت ، با دلی غمگین از دروغ ها و حسودی های اطرافیان ؛

صدایت در این دنیا می ماند. در ذره ذره وجود هستی) 

تو ماندگاری برای همه عمر این مردم.

 

 


برچسب‌ها: مرتضی پاشایی, بیماری مرتضی پاشایی, خواننده مرتضی پاشایی, شایعه, شایعه فوت پاشایی

[ پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393 ] [ 23:46 ] [ رزا بداغی ]

[ ]