هر سال که میگذرد، انگار بدتر میشود. سریال های ماه رمضان را میگویم. گاهی فکر میکنم فقط ساخته اند که برای پخش شدن برنامه ای داشته باشند و تلوزیون بی برنامه نماند. بی شک سریال های امسال از سالهای پیش بسیار بی کیفیت تر بود. موضوعات کلیشه ای و بی سر و ته ، کش دادن های بی مورد، تجملات بیش از حد ، تکرار مکررات که جز وقت گذرانی و اتلاف وقت ثمری ندارد . اگر روزی هم نظرسنجی بگذارند جهت رضایت بینندگان امیدوارم یک گزینه (کلیه گزینه ها به دردنخور بود )هم در بین گزینه ها وجود داشته باشد.

اما دلم میخواهد از برنامه ای بگویم که شاید آبی است بر آتش ، ماه عسل....

ماه عسلی که گاهی اشکمان را درآورد. 

ماه عسلی که گاهی دلمان را لرزاند.

ماه عسلی که گاهی ما را ترساند.

ماه عسلی که گاهی ما را به فکر فرو برد. 

ماه عسلی که گاهی زبانمان را بست.

ماه عسلی که گاهی راه نفسمان را گرفت.

ماه عسلی که گاهی ما را شرمنده کرد.

ماه عسلی که گاهی حسودمان کرد.

ماه عسلی که گاهی غمگینمان کرد. 

ماه عسلی که گاهی شادمان کرد.

ماه عسلی که گاهی ما را از پیله ای که به دور خود تنیده بودیم درآورد.

و تشکر از احسان علیخانی عزیز که با کلام شیوا و ساده و دلنشینش و مهمانان کم نظیرش، ساعات خوب و قابل تامل و تفکری را برایمان در غروب های رمضان به وجود آورد. 

 


برچسب‌ها: ماه رمضان , ماه عسل , احسان علیخانی , صدا و سیما , سریال های ماه رمضان

تاريخ : جمعه سوم مرداد 1393 | 21:32 | نویسنده : رزا بداغی |

آفتاب وسط آسمان بود. نیروی انتظامی آمد. سربازها آمدند. نیروی انتظامی رفت. سربازها رفتند. و دوباره تکرار شد. درب ماشینی گوشه پارکینگ باز شد. بوی بد در فضا پیچید. همه جمع شدند. بینی و دهانشان را گرفته بودند تا بو را حس نکند. جسد را از ماشین تخلیه و داخل امبولانس گذاشتند. همچنان بو می آمد و من دورتر نظاره گر بودم. تا فردای آن روز بو را حس میکردم!!!


برچسب‌ها: مرگ , جنازه , جسد , مردن , انسان

تاريخ : چهارشنبه یکم مرداد 1393 | 17:34 | نویسنده : رزا بداغی |

دیروز نزدیک غروب رفتم پارک نزدیک خونمون تا یه کم هوا بخورم و کتاب بخونم. هنوز وارد پارک نشده بودم که دیدم نیروی انتظامی با ماشین وارد پارک شد.درست همون اول، پارک دختری با بطری آب معدنی روی سکو نشسته بود. پلیس پیاده شد. به سمتش رفت ،بطری را برداشت و به دختر گفت سوار ماشین شو!

دختر مقاومت میکرد و سوار نمیشد. مردم جمع شدند. اعتراض کردند! پلیس عصبانی شد و با فریاد مردم را متفرق کرد. دختر همچنان مقاومت میکرد و سوار نمیشد. نیم ساعتی طول کشید تا دختر راضی شد که سوار ماشین نیروی انتظامی شود و ماجرا تمام شد! دقایقی بعد وقتی که روی سکو داخل پارک نشسته بودم سه دختر شانزده هفده ساله با پنج پسر با همان سن سال از کنارم گذشتند. چه صحنه ها که ندیدم! راستی با چه ولعی داشتند پفک و بستنی هم میخوردند! چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید!!

راستی یک سوال؟!

آب معدنی در بسته در کنار یک فرد در ماه رمضان ، سلاح سرد به شمار میرود یا سلاح گرم؟!


برچسب‌ها: رمضان , روزه , روزه خواری , نیروی انتظامی , ماه رمضان

تاريخ : دوشنبه سی ام تیر 1393 | 14:20 | نویسنده : رزا بداغی |
من دلواپسم!

دلواپس شهری زیر آتش!

دلواپس بدن های بی گناه!

دلواپس دلهای شکسته !

دلواپس جنگ های واقعی و کشتارهای حقیقی بازیهای کودکانه!

دلواپس غم پدر و ضجه مادرهای کودکان به خاک افتاده!

دلواپس جنگ های پی در پی!

دلواپس انسان کشی!

دلواپس مسلمان کشی!

دلواپس انسان های به خون غلطیده!

دلواپس زورگویان عالم!

دلواپس قوم بنی اسرائیل دیروز!

دلواپس ظالمان اسرائیلی امروز!

دلواپس مذاکرات بی نتیجه!

دلواپس سکوتهای جهانی معنی دار چندین ساله!

دلواپس  آتش بس های آتش ساز!

دلواپس هرج و مرج!

دلواپس نیستی آرامش!

من دلواپسم!

دلواپس غزه ای به رنگ خون!

 


برچسب‌ها: دلواپس , غزه , اسرائیل , جنگ , مرگ

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 | 10:6 | نویسنده : رزا بداغی |

سازمانی در شهر هفتصد و بیست ملت فراخوانی زد که ای جوانان بشتابید از برای جمع کردن زباله های ناکجا آبادی!

جوانان بیکار هم که از شدت بیکارگی حوصله شان سر رفته بود همت گماردند و دست بکار شدند تا از چند و چون این موضوع مطلع شوند. شماره ای را یافتند و تماس گرفتند. 

آن طرف خط اظهار بی اطلاعی کرد و شماره ای جدید را جهت پیگیری موضوع تقدیم کرد. اما نتیجه تماس با آن شماره هم جز نفهمیدن موضوع چیزی نبود. از آنجا که این مسائل و بی اطلاعی ها در این سرزمین عادی است. جوانان شهر از خیر موضوع گذشتند.

اما چند روز بعد از شخصی که در سازمانی دیگر مشغول خدمتگزاری با تمام قوا به مردم شریف این بوم بود!شنیدند که طی عریضه ای این فراخوان به آنها هم ابلاغ شده به این مضمون که اگر علاقه مندید به پاکیزگی طبیعت همت گمارید و با خودروهای خیلی شخصیتان بروید به همان ناکجا آباد و پاک کنید همه جا را از زباله و آشغال...

جوانان به فکر فرو رفتند . با خود اندیشیدند که از آنجایی که ما جوانان درس خوانده دانشگاه رفته میخواستیم وقت گرانبهایمان و همت والایمان و یک روز از جوانیمان را صرف جمع کردن زباله کنیم آن هم بدون توقع ، آن سازمان که با نام جوانان به وجود آمده هم به رسم ادب وظیفه ای جز نصب چند بنر و فکس چند بخشنامه هم داشت. نداشت؟!! گماردن چند اتوبوس ساده ( توقع اسکانیا نداشتیم زیرا فقط میخواستیم زباله جمع کنیم و برنامه ای برای سفر به آن دنیا نداشتیم!!) چه هزینه ای و چه وقتی از این مسئولین خدوم آن سازمان میگرفت که نکردند و خود را به ندانستن زدند.

مسئولین سازمان خیلی جوان! به عنوان یک جوان از شما تشکر و خسته نباشید عرض میکنم برای تلاش بی حدتان در برگزاری مراسم زباله جمع کنی! راستی در زمان اجرای مراسم ، وقتی صداو سیما آمد و شما بزرگواران با لباس رسمی و به اصطلاح پلوخوریتان مقابل دوربین حاضر شدید تو را به خدا راست بگویید و موضوع را جور دیگری جلوه ندهید. راست بگویید که خدا دروغگویان را دشمن خود می داند!!!

 

نوشته : رزا بداغی


برچسب‌ها: سازمان جوانان , فراخوان , سازمان ورزش و جوانان , طنزنامه , جوان

تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 | 14:1 | نویسنده : رزا بداغی |
جناب آقای امیر عسگری ؛ درگذشت پدر بزرگوارت را به تو و خانواده محترمت  تسلیت عرض می نمایم. بنده را در غم خود شریک بدان.
امیدوارم روح پدرت همیشه شاد باشد و در آرامش تا قیامت زندگی کند.همچنین برای مادر مهربان و دلسوزت آرزوی عمری با برکت و سلامت و عزت از خدای متعال آرزو دارم. 

 


برچسب‌ها: تسلیت , امیر عسگری , مرگ , زندگی , پدر

تاريخ : دوشنبه شانزدهم تیر 1393 | 20:4 | نویسنده : رزا بداغی |
رمضان آمد...

ماه یادآوری خوبی ها...

ماه فرار از بدی ها...

ماه مهربانی و خوش رویی....

ماه مبارزه با دروغ و ریا.....

ماه شناخت نفس....

ماه جنگیدن با رفتارها و کردارهای بد...

ماه چنگ انداختن به طناب الهی....

ماه توسل به ائمه....

ماه رسیدن به حق....

ماه سراسر نور....

تیرماه سال 91 یادتان هست.

طرح ختم قرآن در فضای مجازی به شیوه ای متفاوت. تعداد زیادی از دوستان در این طرح شرکت کردند و بزرگوارانی نیز در تبلیغ آن با بنده همراهی نمودند. 

امسال نیز با طرحی دیگر میخواهیم یک قدم به خدا نزدیک تر شویم.انشالله

 در این طرح   21 شب   از شبهای ماه مبارک رمضان    ( از تاریخ پنج شنبه 93/4/12 الی93/5/1) راس ساعت 22/30 ( ده و سی دقیقه شب) آیه شریفه آیت الکرسی را قرائت می کنیم ( همراه با معنی آیه) ، سپس بر محمد و آل محمد صلوات و درود میفرستیم و از خداوند بزرگ و مهربان ، خوشبختی جوانانی را که می شناسیم و نمیشناسیم  را میخواهیم و ثواب آن را به درگذشتگان و امواتمان تقدیم مینماییم تا شاید ذره ای بتوانیم روح آنها را در عالم برزخ آرام نگه داریم.

نکته : 

1- انتخاب عدد 21 به این دلیل است که مداومت بر چیزی در 21 روز متوالی اثری بسیار شگرف در انسان دارد.

2- راس ساعت لطفا در گوشه ای خلوت به دور از اطرافیان قرار بگیرید و با تمرکز کامل این آیه را تلاوت نمایید.

3- نگذارید مراسم افطاری یا مهمانی شبانه و یا سریال های تلوزیون  ، بودن در راه و .....در این زمان ، باعث غفلت شما شود

4- سعی نمایید که از یک قرآن برای اینکار استفاده کنید.این عمل به افرادی که این آیه را حفظ نیستند کمک میکند تا آن را حفظ کنند.

5- اگر وضو داشته باشید بهتر است.

( در صورتی که میخواهید در این طرح شرکت نمایید نام خود را دربخش نظرات بنویسید)

امید است خداوند متعال نظر لطف بر ما بیاندازد  و ما را در انجام این عمل معنوی یاری رساند. انشالله...


برچسب‌ها: قرآن , رمضان , ماه رمضان , آیت الکرسی , قرآن مجید

تاريخ : دوشنبه نهم تیر 1393 | 13:43 | نویسنده : رزا بداغی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.