ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ابزار هدایت به بالای صفحه

گل رز ( رزا بداغی)

گل رز ( رزا بداغی)

تا وقتي زنده ام همينجا هستم!!!این وبلاگ به دور از هر گونه کپی برداری است!

وبلاگ نویس گرامی ؛ لطفا از کپی مطالب بدون ذکر منبع خودداری کنید. برای نوشتن این مطالب زحمت زیادی  کشیده شده است و کپی آن و قرار دادن مطالب در وبلاگتان به نام خودتان رفتار بسیار زشتی است.

خود دانید!!!


برچسب‌ها: وبلاگ

[ شنبه یکم شهریور ۱۳۹۳ ] [ 20:44 ] [ رزا بداغی ]

[ ]

رنگ عوض کردن در این زمانه رنگارنگ فقط مخصوص آفتاب پرست ها نیست بلکه خیلی از ادمها هم رنگشان هر روز و به طور متناوب تغییر میکند. یک روز رنگشان سبزو رفتارشان آرام و روز دیگر رنگشان سرخ و اتشین و رفتارشان کاملا غیرعادی است. اصلا نمی توان رویشان حساب باز کرد. هر لحظه ممکن است زیر پایت را خالی کنند و تا قعر دره بی اعتمادی و شک و دودلی پرتتان کنند.

این رفتار زشت و بدون ثبات جز از ادمهای اویزان و دست آویز با روحی سیاه از هیچ انسان پایدار رفتاری بر نمی آید.

رفتارشان بسیار حیرت آور است طوری که ممکن است چشمانت از دیدن آن اداها و حرف های هر روز جدید ، گرد شود و از حدقه بیرون بزنند. در دیروز بسیار خوب بوده اند و مهربان و امروز بدون اینکه گناهی کرده باشی با تو دشمن شده اند و سایه ا را با تیر میزنند. متعجب میمانی که اخر چه شده که اینگونه شد! ولی بعد از مدتی متوجه میشوی که عیب از تو نیست، آن ادمها اینگونه اند.

هیچ کاری هم نمیتوان کرد.جز صبر و سکوت! تا شاید عقلشان سر جایش بیاید و رفتارشان را درست کنند.

البته به نظرم مقدار بی محلی و بی تفاوتی هم برای محو این رفتار بسیار به کار می آید.


برچسب‌ها: ادمهای دو رو, دو رو, افتاب پرست

[ یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 10:38 ] [ رزا بداغی ]

[ ]

با دلم شو همراه ، با نگاهم هم سو!

همه اصرار بودم که آن شب برود به آن جشن

بی تعارف ناز کرد ، درخانه ماند و نرفت!

بعدی چند به گریه مادر به جشن شد!

حیرانم !

حیرانم از این همه بهانه سرد!

آشفته برای اشک مادر!

و همی ترسان ز بی وفایی یار!

و در آن وقت گذر کرد بر من بیچاره ، فکری بی سرانجام و هدف ؛

اگر این یار وفادار بشود به اشک مادر از من عاشق دلسوخته غافل!

و اگر به روز دیگر ، گریه مادر بشود بهانه ای برای رفتن

بشود اجازه ای برای دل کندن ز یار و دل سپردن به یاری دیگر!

من سرگشته حیران ، چه کنم با دل گریان!

چه جوابی بدهم به جان بی تاب و پریشان!

اندکی سخت بیاندیش براین غم نامه شب!

ای خداوندا!جانا!

من عاشق ، من تنها

می سپارم خود را به  بزرگی ، به  نوازش های تو

تا روانم بشود از این همه جفا جدا!


برچسب‌ها: رزا بداغی, رزا, دلنوشته

[ پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 23:12 ] [ رزا بداغی ]

[ ]

یه مسافر اومد برای خرید تور !

کانتر در حال توضیح دادن تور به ایشان بود!

چند دقیقه بعد رئیس ، بدون اینکه به مسافر توجه کند ، شروع به سوال کردن از کانتر فوق کرد! بی خیال قضیه هم نبود!تکرار سوال پشت سر هم! مسافر بیچاره هم چشمش را بزرگ و کوچک میکرد!

چند ثانیه بعد آبدارچی آمد. دقیقا هم رفت بالای سر مسافر و شروع به جمع کردن لیوان ها کرد!

او هم بی خیال نمی شد!

باز هم مسافر چشمانش حالت دار شد!

خنده ام گرفت! سرم را پایین انداختم ! یاد خنده بازار افتادم!


برچسب‌ها: خنده بازار, خنده

[ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 15:58 ] [ رزا بداغی ]

[ ]

این متن برای دوستی عزیز که کودکی ام با او گذشت و بعد از سالها دوری دوباره بازگشته است.

برای بهاره عزیز که از همین جا به او قول میدهم که به زودی با او تماس خواهم گرفت!

 

دیدن خانه کودکی ام که بسیار دوست داشتنی است ، در خواب ، برایم یکی از لذت بخش ترین رویاهای عالم است.( خواب کودکی را زیاد می بینم)خواب دیدم که از پله های راه رو بالا میرفتم. وارد خانه ها میشدم. البته در خوابم خانه ها بازسازی شده و تغییر شکل پیدا کرده بود ولی باز هم عالی بود. در خواب به در خانه آقای لطفی رفتم. (آنها هنوز هم همان جا زندگی میکنند.) چقدر از دیدن من خوشحال شده بودند! و من چه بسیار که گریستم. برای پسر بزرگشان سعید!( آن موقع ها( اوایل دهه 70) او 3 یا 4 ساله بود! و یک سال پیش در اثر سکته فوت کرد! چقدر گریستم برای مرگش ! و برای شیطنت های کودکی ام!

بچه بودم و شیطان! چقدر سعید بیچاره را آزار دادم!(خدایش رحمت کند) پدرش نابینا بود و ما از این موقعیت سوء استفاده میکردیم. او و برادر کوچکترش حمید را آزار میدادیم. مثلا او را چنگول میگرفتیم. توی سرش میزدیم! وای بر من، وای! کاش میشد از تو حلالیت گرفت! امیدوارم مرا ببخشی!

و شیطنتهای من همراه با بهاره به همین جا ختم نمی شد! یادم می آید مارمولک کوچکی روی دیوار اپارتمان بود! کبریت آوریدیم! وای بر من! باز هم وای بر من! و دم آن بیچاره بی نوا را آتش زدیم! از آن مارمولک بخت برگشته هم معذرت میخواهم!!!

امروز که به آن روزها فکر میکنم با خودم میگویم عجب بچه شیطانی بودم. یعنی اگر خودم هم روزی ازدواج کنم و بچه دار شوم ، بچه ام هم همین قدر شیطان است!!!خدا به فریادم برسد!

می دانم که خوب یادت می آید همه این کودکی پر از شیطنت را!


برچسب‌ها: کودک, دوران کودکی, دهه 60, خاطرات کودکی, رزا بداغی

[ دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 11:10 ] [ رزا بداغی ]

[ ]

پزشکان در اعتراض به پخش سریال در حاشیه به خیابان ها ریخته اند.

در حاشیه با نگاهی طنزگونه به نظام سلامت و عملکرد پزشکان وارد عمل شده و لایه های پنهان در این قشر را به تصویر کشیده است. کلمه به کلمه این سریال جز واقعیت نیست!

ما منکر این نیستیم که در این اوضاع اسفناک وضعیت پزشکان ،بیمارستان ها و پرستاران ، داروخانه ها و ... ؛تعدادی پزشک متعهد و دلسوز و همچنین کادر پزشکی و پرستاری زحمتکش نیز وجود دارند و هدف اصلیشان کمک به بیمار است اما تعداد بالایی نیز جز پول و سود و منفعت خود به هیچ چیز دیگری فکر نمیکنند.

از سوی دیگر تعداد پزشکان کم سواد هم بسیار بالاست و با همین علم پایین در حال طبابت هستند و جان بیماران را به خطر می اندازند و این نیز در سریال به خوبی نمایش داده شده است.

حال با این اعتراض و تجمع در خیابان ، یک مسئله دیگر نیز روشن شد و آن این است که انتقاد پذیری قشر باسواد و تحصیل کرده جامعه ما بسیار پایین میباشد و این باعث تاسف است.

امیدوارم که سازمان صدا و سیما ( شبکه سه سیما) پخش این سریال را به دلیل تجمع و اعتراض پزشکان متوقف نکنند و ادامه سریال را به شبکه نمایش خانگی نسپارند!!!

 


برچسب‌ها: در حاشیه, مهران مدیری, نظام سلامت, نوروز 94, شبکه سه

[ یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 14:4 ] [ رزا بداغی ]

[ ]

بدون شرح!


برچسب‌ها: رزا, رزا بداغی

[ چهارشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 0:49 ] [ رزا بداغی ]

[ ]

دیگر امکانات

'گل رز

<bgsound src="http://your/music/file.mid" loop="infinite"> !-- Begin WebGozar.com Counter code --> بازديد از آسايشگاه کهريزک --------------- خرداد 1391 تهيه عکس: مديريت وبلاگ



براي نمايش تصاوير گالري كليك كنيد


تماس با ما درسنامه
'گل رز

www.shereno.com